به گزارش پایگاه خبری رضوی، یکی از ویژگیهای برجسته و ملکوتی حضرت فاطمه معصومه (س) که در منابع روایی و عرفانی به آن اشاره شده، «عالمه غیر متعلمه» بودن ایشان است. این عبارت که از تعابیر عمیق در حوزه معرفت دینی و سلوک معنوی به شمار میرود، به روشنی بیانگر نوع خاصی از علم و آگاهی در وجود مبارک آن حضرت است که با علوم معمول بشری تفاوت اساسی دارد.
برای درک این مفهوم باید توجه داشت که علوم بشری به دو دسته کلی تقسیم میشوند علوم اکتسابی و علوم حضوری. علوم اکتسابی همان دانشهایی هستند که انسان از طریق آموزش، مطالعه، فراگیری از اساتید، حضور در کلاسهای درس و مراجعه به کتب به دست میآورد. این نوع دانش متکی به تعلیم و تربیت است و بدون معلم و مکتب، حصول آن ممکن نیست. اما در مقابل، علم حضوری یا علم لدنی، نوعی از آگاهی است که مستقیماً از سوی پروردگار و بدون واسطه تعلیمات بشری به قلب انسان افاضه میشود. این علم ریشه در طهارت باطن، قرب الهی و تجلی اسماء و صفات خداوند در وجود آدمی دارد.
در نظام فکری و عرفانی اهل بیت(ع)، پیامبر اکرم (ص) معصومین (ع) از چنین علمی برخوردارند؛ چراکه آنان مظاهر تام اسماءالحسنی و تجلیگاه صفات جمال و جلال الهی هستند. علم آنان، علم حضوری و لدنی است که نیازی به آموختن از دیگری ندارد. حال، سؤال این است که آیا این ویژگی فقط مختص به معصومین اصلی (پیامبر و امام) است یا میتواند در برخی اولیای الهی نیز به درجاتی ظهور یابد؟
درباره حضرت معصومه(س)، شواهد و قراین متعددی وجود دارد که ایشان با وجود اینکه نه پیامبر بودند و نه امام، اما در همان عمر کوتاه و پربرکت خود، چنان مراتب سلوک معنوی و تهذیب نفس را طی کرده بودند که به مقام تجلی اسماءالحسنی نائل آمدند. در نتیجه، علوم اکتسابی برای ایشان نیز رنگ و بوی علم حضوری به خود گرفته بود و آن حضرت به شخصیتی تبدیل شدند که «معلمه غیر متعلمه» بودند؛ یعنی بدون اینکه مکتبی رفته یا معلمی دیده باشند، بر حقایق علمی و دینی احاطه کامل داشتند.
یکی از گواهان تاریخی و روایی برجسته برای این ویژگی، ماجرایی است که از آیت الله مستنبط (که از علمای معروف و مورد اعتماد نجف اشرف بود) نقل شده است. ایشان از کتاب «کشف اللئالی» که نسخه خطی نفیسی در کتابخانه خاندان شوشتریهای نجف موجود بوده، روایت میکند که روزی گروهی از شیعیان برای دریافت پاسخ پرسشها و مسائل شرعی و اعتقادی خود، عازم محضر امام موسی کاظم (ع) شدند. اما هنگام ورود، امام در سفر بودند و امکان دیدار و پرسش مستقیم فراهم نبود. آنان مسائل خود را نوشتند و به افراد خانواده امام تحویل دادند به امید اینکه در سفر بعدی پاسخ خود را دریافت کنند.
در این میان، حضرت فاطمه معصومه (س) که در آن زمان کودکی خردسال و حدود ده سال داشتند، پاسخ تمام پرسشها را به قلم خود نوشته و آماده کردند. شیعیان که پاسخها را از ایشان دریافت نمودند، با شادمانی فراوان برگشتند. در مسیر بازگشت، اتفاقی به امام کاظم (ع) برخوردند و ماجرا را به عرض رساندند. امام آن نوشته را مطالبه کرد و با دقت تمام پاسخها را بررسی فرمود. پس از مطالعه، همه پاسخها را کاملاً درست و مطابق با واقع یافت. در این هنگام، سه بار با تأکید و اظهار محبت و شگفتی فرمودند: «فَداها أَبُوها»؛ یعنی پدرش به فدایش باد.
این تعبیر که در شأن حضرت فاطمه زهرا (س) نیز از سوی پیامبر اکرم(ص) بسیار تکرار شده بود، نشان از عظمت مقام علمی و معنوی حضرت معصومه دارد. همانگونه که پیامبر درباره دخترش فاطمه زهرا(س) فرمود: «فداها ابوها»، امام کاظم(ع) نیز در برابر دانش الهی و پاسخهای دقیق دختر خردسالش، همین عبارت را بر زبان جاری ساخت. این ماجرا همچنین انسان را به یاد حضرت زینب(یک) میاندازد که امام سجاد (ع) در شأن ایشان فرمودند: «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَة»؛ یعنی تو به حمد خدا عالمی بدون آموزگار و فهمیدهای بدون آموزنده.
این روایت در کتاب گرانسنگ بحارالانوار، جلد ۶۰، صفحه ۲۲۸ نقل شده است. این واقعه به روشنی نشان میدهد که حضرت معصومه (س) از همان سنین کودکی، به درجهای از علم لدنی و حضوری دست یافته بود که بدون تعلیم معمولی، قادر به پاسخگویی به مسائل دشوار دینی بود. این همان معنای «عالمه غیر متعلمه» است که ایشان را در زمره بزرگترین اولیای الهی و بانوان مکتب اهل بیت قرار میدهد.
منابع:
علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۲۸
علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۹۹ (در شأن حضرت زینب سلام الله علیها)
